تبليغاتX
محال اندیش -
چه‌هاست در سر این قطره محال اندیش
دیشب رفتم فیس بوک و تموم اخبار انتخاباتی و لینکهای تبلیغاتی رو که گذاشته بودم پاک کردم. به اندازه کافی به دوستان اطلاع رسانی کرده بودم. تا زمانی که میشد اس ام اس فرستاد هم این کار رو کردم. امروز صبح با دوستان رفتیم رای بدیم. یکی از دانشجوها رو که نمی شناختیم هم همراهمون اومد. مدام می پرسید به کی رای میدین؟؟ به مسجد نزدیک میشیم. چند نفر از نگهبونای دانشگاه رو می بینیم که دارن بر می گردن. دختر طاقت نمیاره و از اونا می پرسه که به کی رای دادن؟؟ یکی که از بقیه جوونتره میگه به خدا رای داده. تو صف خانوم مهندس معاون بخش موسسه رو می بینم کلی تحویل می گیره میگه به امید پیروزی. خندیدم و گفتم ایشالله.

مردم بخاطر اطلاع رسانی ستادهای تبلیغاتی تموم نکات گفته شده رو رعایت کرده بودن. جو کاملا آروم بود. از طرف صدا و سیما خبرنگاری اومده بود. یه ماشین هم پارک کرده بود که روی شیشه اش یه برگه تایپ شده چسبونده بودن که از طرف شورای نگهبان هستن.

موقع رای دادن ازم پرسیدن که می خوام در رای گیری خبرگان هم شرکت کنم؟؟؟ جوابم منفی بود. در مورد کاندیدها ماهها روزی چند ساعت تو اینترنت سرچ کرده بودم تا کاندیدی که به نظرم بهتر می اومد رو انتخاب کرده بودم.

رای مونو که دادیم تازه بحث شروع شد. یکی از بچه ها که تا موقع رای دادن رایشو مخفی نگه داشته بود باز هم حاضر نبود که بگه به کی رای داده. موندم کسی که نمی تونه از کاندیدش مقابل دوستاش دفاع کنه رو چه حسابی بهش رای داده؟!؟!؟؟!!؟دلایلش برای رای ندادن به کاندیدها یکی بخاطر این بود که خانوم یکی از نامزدها گویا موقع صحبت کردن آستینش عقب رفته و مچ دستش پیدا بوده!!!!! یکی دیگه هم بخاطر حضور شخصی که هنوز هم ماجرایی که به اون نسبت میدن برای همه در پرده ای از ابهامه نتونسته بود نظرشو جلب کنه!!!

من و دوست نزدیکم جدا از جوی که حاکمه به کاندیدمون رای دادیم. خیلیها با گفتن بخاطر اینکه رای ها شکسته نشه سعی در عوض کرذن نظرم داشتن. به نظرم می رسه با موجی که سراسر کشور رو گرفته بعیده که کاندیدشون رای نیاره بنابراین بخاطر ارزشی که برای رای خودم قائلم و بدون در نظر گرفتن اینکه ممکنه این نامزد رای لازم رو نیاره رای دادم. بعدها از اینکه بر اساس احساس تصمیم نگرفتم هرگز پشیمون نخواهم شد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 13:45  توسط Angel  |